اَلدُّنْيَا ضُحْكَةُ مُسْتَعْبِر | دنیا مى خندد به کسى که از ترس آن گرایان است

کد خبر: ۳۱۹۵۰۵
۰۸:۴۲ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴

اَلدُّنْيَا ضُحْكَةُ مُسْتَعْبِر | دنیا مى خندد به کسى که از ترس آن گرایان است

امیرالمؤمنین (علیه السلام):


اَلدُّنْيَا ضُحْكَةُ مُسْتَعْبِر
دنیا مى خندد به کسى که از ترس آن گرایان است.

دنيا چيزيست كه مى‌خندد بر آن كسى كه روان باشد اشك او يعنى بطلان دنيا و نعمت ها و لذتهاى آن به مرتبه است كه مى‌خندد بر آن و بر كسى كه فريفته آن باشد و دل بآن بسته باشد كسى كه او را ديده بصيرتى باشد و بآن اعتبار از هول مآل كار خود بر حال خود گريه كند و روان باشد اشك او، پس «مستعبر» كه بمعنى كسى است كه روان باشد اشك او كنايه است از كسى كه او را ديده بصيرتى باشد بادعاى اين كه هر كه چنين باشد البته در فكر عاقبت خود و از خوف و بيم آن گريان خواهد بود و اشك او روان باشد، و حاصل كلام اين مى‌شود كه دنيا مى‌خندد بر آن هر كه او را ديده بصيرتى باشد.

و ممكن است كه مراد اين باشد كه دنيا مى‌خندد بر آن مستعبر يعنى هر كه را اندك عقلى باشد اگر همه در عين گريه باشد بسببى از اسباب و اشك او روان باشد و در اثناى آن حال متوجه دنيا شود و بآن التفات كند او را خنده آيد بر آن و در عين گريه بخندد[1] پس ديگران بطريق اولى بشرط اندك عقلى كه مذكور شد.

و «مستعبر» بمعنى اندوهگين نيز آمده و در اين عبارت بر آن نيز حمل مى‌تواند شد و بنا بر آن نيز مراد نظير يكى از دو احتمال خواهد بود كه مذكور شد.

و ممكن است «مستعبر» بمعنى كسى باشد كه در پى اين باشد كه از چيزى عبرت گيرد يعنى هر كه را ديده اعتبارى باشد و خواهد كه از چيزها عبرت گيرد هرگاه نظر در دنيا كند البته بخندد بر آن و بر جمعى كه فريفته آن باشند و حريص در سعى از براى آن.

و ممكن است نيز كه بمعنى كسى باشد كه خواهد عبور كند و مراد اين باشد كه دنيا چيزيست كه مى‌خندد بر آن و بر اهل آن هر كه خواهد از آن عبور نمايد يعنى فريفته آن نشده باشد و داند كه آن محل عبور است نه جاى آرام و قرار، و پوشيده نيست كه جز الت كلام و لطف آن بر تقدير حمل «مستعبر» بر معنى اول كه معنى شايع آن است بيشتر است پس اولى و اصوب حمل بر آن است و بنا بر اين ممكن است نيز كه «ضحكه» بفتح ضاد خوانده شود نه بضم آن كه بناى احتمالات مذكوره بر آن‌ بود و بنا بر اين معنى اين باشد كه دنيا يك خنده كسى است كه در اثناى گريه بسبب تعجبى بخندد يعنى بقدر آن است و اين نهايت مبالغه است در كوتاهى مدت آن چه پر ظاهر است كه يك خنده چنين كسى امتدادى ندارد.

و ممكن است كه مراد اين باشد كه لذت و فرح و سرور آن مشوب و آميخته است بآلام و مكاره و احزان بلكه غالب آنهاست و اينها گاهى بر سبيل ندرت در اثناى آنها اتفاق افتد مانند يك خنده كه از كسى در اثناى گريه اتفاق افتد و الله تعالى يعلم.

غرر الحکم 403 

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
captcha